تبلیغات
مشكات - مطالب حسین
یا علی مدد

به نام خدا

از رسول خدا(ص) سوال شد كه چرا هر چه دعا می كنیم به استجابت نمی رسد؟

حضرت در جواب فرمودند:

1_ اینكه شما قرآن را خواندید و به آن عمل نكردید.

2- اینكه مدعی شدید كه با شیطان دشمن هستید ولی با او موافقت كردید.

3- اینكه ادعا كردید كه به بهشت علاقه مند هستید ولی برای آن كار و تلاشی نكردید.

4- اینكه به عیوب مردم مشغول بودید و از عیوب خود غافل شدید.

5- اینكه ادعای بغض دنیا نمودید ولی آن را جمع كردید.

6- اینكه به مرگ اعتراف كردید ولی برای آن آماده نشدید.

7- اینكه مردگان خود را دفن كردید ولی از آن ها عبرت نگرفتید.

به همین دلایل دعاهای شما به استجابت نمی رسد.

((كتاب الالنی عشریه ص 30))

از رسول خدا(ص) سوال شد، أیُّ الاعمال افضل ((یعنی: چه عملی بهتر است))‌

جضرت در جواب فرمودند: اینكه سرور و خوشحالی را در دل برادر مومن خود وارد سازی.

((كتاب لثالی الاخبار ج 3 ص 284 و 133))

بهشتی باشید...

گرفته شده از وبلاگhttp://www.beheshtiyan.mihanblog.com/



نگارش در تاریخ چهارشنبه هفدهم خردادماه سال 1391 توسط حسین | نظرات ()

دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند.یکی از آنها از سر خشم؛بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود؛سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید،روی شنهای بیابان نوشت “امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد”. آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سیلی خورده بود؛ لغزید و در آب افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت؛ بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: “امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد”. دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟ دیگری لبخند زد و گفت: “وقتی کسی ما را آزار میدهد؛ باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.”

http://www.do3tan.blogfa.com/



طبقه بندی: داستانها، 
نگارش در تاریخ شنبه سیزدهم خردادماه سال 1391 توسط حسین | نظرات ()


در نگاه اجمالی به آیات الهی و نسخه های طلایی که خداوند متعال برای رسیدن به موفقیت در همه ابعاد دنیوی و اخروی برای ما بیان کرده است با تکرار بعضی از آیات و داستان های قرآن کریم روبرو می شویم و اصولا در نگاهی گسترده تر می توان  تکرار بعضی از عبادت ها از جمله نمازهای پنجگانه را در دین مشاهده کرد .

حال چرا برخی از اعمال و عبادات نیاز به تکرار و استمرار دارند دلائل زیادی بیان شده که در این نوشته به بیان یکی از آنها می پردازیم .

برای رسیدن به جواب باید در مورد یکی از قوانین  مهم مغز صحبت کنیم و آن قانون این است که هر چیزی بر اثر تکرار زیاد از ضمیر خود آگاه به ضمیر ناخود آگاه انسان نفوذ می کند و در نتیجه می تواند  رفتار و شخصیت انسان ا تحت تاثیر قرار دهد .

در داستان زندگی ادیسون این مخترع بزرگ تاریخ که نزدیک به 2500 اختراع رو به نام خودش ظبط کرده میخونیم که در 16 سالگی به خاطر درک خیلی کم و حافظه بسیار ضعیف از مدرسه اخراج شد و بعد از مدتی نیز قوه شنوایی خود را از دست داد ولی با این وجود وقتی از او در اوج شهرت رمز و راز موفقیت های چشم گیر او رو ازش می پرسن میگه به دو دلیل من تونستم موفق بشم.
1)پشت کار فروانی که داشتم .
2) به خاطر حرف های مادرم که در اوج کودنی و نادانی مدام به من میگفت نابغه و من رو با این الفاظ مثبت بمباران می کرد.

پس تکرار بعضی از کلمات میتواند خود منشأ اثر شود,حالا اگه این کلمات منفی باشند اثر منفی در رفتار فرد می گزارد و اگر مثبت باشد اثر مثبت.خلاصه اگر ما کلمات و کارهایی رو تکرار کنیم میتواندبه راحتی از ضمیر خودآگاه به ضمیر ناخودآگاه منتقل و بعد تبدیل به انرژی  شود.

حال در آیات الهی نیز این قانون جاری و ساری است که بعضی از مسائل به دلیل اهمیت فوق العاده ای که دارند تکرار شده اند تا با خواندن مکرر  آنها نکته هایی که در آنها است در شخصیت و رفتار ما نفوذ کند و بتواند راهنمای ما در مسیر موفقیت و خوشبختی باشد.

همه این مسائل بیان شد تا به یکی از مهمترین ذکر ها و عباداتی که ما در شبانه روز چندین بار تکرار می کنیم پرداخته شود و آن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها است که بعد از هر عبادتی مستحب است که آن را تکرار کنیم .

حال سوالی که در این جا مطرح می شود این است  که  این تکرار چه سودی دارد و چه ویژگی را میتواند به ضمیر ناخود اگاه ما منتقل کند ؟

در جواب به این پرسش مهم باید گفت تکرار تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نیز از قانون کلی مغز استثنا نیست و میتواند ویژگی های مثبت فراوانی را به ضمیر ناخود آگاه ما منتقل کند که بیان این صفات می پردازیم .

وقتی 34 مرتبه الله اکبر می گوییم در حقیقت به بزرگی و عزت خداوند اشاره می کنیم و این درسی مهم برای زندگی ماست که وقتی خداوند بزرگ و با عزت است من هم که جانشین او در زمین هستم باید با بزرگ مردی و عزت زندگی کنم و عزت و بزرگمردی هم یافت نمیشود مگر با عبادت و پیروی از دستورات خداوند چرا که فرمود:

(مَنْ كانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً : هر كس سربلندى مى‏خواهد، سربلندى یكسره از آنِ خداست.)(  فاطر :  10)

با تکرار 33 بار ذکر الحمدلله  در حقیقت به مقام پروردگار عالمیان اشاره می کنیم که برای همه موجودات قابل ستایش است:

(وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولى‏ وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون: و اوست خدا[یى كه‏] جز او معبودى نیست. در این [سراىِ‏] نخستین و در آخرت، ستایش از آن اوست، و فرمان، او راست و به سوى او بازگردانیده مى‏شوید.)( القصص :  70)

با تکرار این کلمه طلایی میتوانیم این ویژگی را در شخصیت خود به وجود بیاوریم که به شیوه ای زندگی کنید که هم در حال حیات برای دیگران قابل ستایش باشید و هم زمانی که مرگ شما فرا رسید مردم به نیکی از شما یاد کنند .

با گفتن 33 مرتبه ذکر شریف سبحان الله به یکی دیگر از خصوصیات خداوند اشاره می کنیم که پاک و منزه بودن و بی عیب و نقص بودن خداوند از هر جهت است , وقتی این ذکر را بارها و بارها تکرار می کنیم علاوه بر اینکه اذعان می کنیم که خداوند پاک و منزه است این درس را هم میتوانیم از این ذکر برای زندگی و رشد و کمال شخصیت خود بگیریم که هرچند انسان معصوم از گناهان و اشتباهات نیست ولی میتوان به شیوه ای زندگی کرد که اشتباهات و گناهان خود را به حداقل برساند و در نتیجه  بتواند مسیر خوشبختی و سعادت را هر چه سریع تر طی کند.

خلاصه کلام اینکه تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها علاوه بر اینکه یک دوره خداشناسی را برای ما به تصویر می کشد به خوبی میتوان  با تکرا رآنها  ویژگی ای مثبتی را به ضمیر نا خود اگاه خود  وارد کنیم ویژگی های مثبتی که می توان به یقین گفت مهمترین اسرار موفقیت در زندگی انسان است ویژگی هایی از جمله : 

الف:بزرگمردی  و زندگی با عزت که میتوان با تکرار ذکر الله اکبر در شخصیت خود نهادینه کنیم .

ب: زندگی به شیوه ای که مورد ستایش و مدح دیگران باشیم چه در حال حیات و چه بعد از مرگ که میتوان با تکرار ذکر شریف الحمد الله این ویزگی را در درون خود به وجود بیاوریم .

ج: و در اخر زندگی به شیوه ای که اشتباهات و گناهان ما به حداقل برسد که میتوان این مسئله را با تکرار ذکر سبحان الله در شخصیت خود جاری و ساری کنیم.http://rqoran.mihanblog.com

منبع از


نگارش در تاریخ شنبه شانزدهم اردیبهشتماه سال 1391 توسط حسین | نظرات ()

وضو دردهای مفاصل را از بین می برد

دانشمند فیزیک سوری تاکید کرد: وضو دردهای مفاصل و روماتیسم را از بین می برد و تلاوت قرآن کریم به انسان انرژی می دهد.
علی منصور کیالی، دانشمند فیزیک دانشکده حلب سوریه و متخصص در اعجاز العلمی در سخنرانی در جایزه بین المللی قرآن در دبی گفت: وضو از فواید بی شماری برخورداراست و علاوه بر اینکه نظافت همیشگی است و پنج نوبت در شبانه روز این روند ادامه دارد، باعث از بین رفتن بارهای الکترونیکی می شود که بر زمین فرود می آید و انسان را به دردهای مفاصل و روماتیسم مبتلا می کند.

کیالی تاکید کرد: برای آب نیروی عجیبی است ولی انسان این انرژی را به خاطر رسیدن آب از طریق لوله ها به منازل و نوشیدنش در بطری ها پلاستیکی از دست می دهد.
وی ادامه داد: نزدیک ترین ماده که زندگی و انرژی را به آب باز می گرداند، سفال است.در همین حال تلاوت قرآن نیز به انسان انرژی می دهد.
 
این دانشمند فیزیک سوری یادآور شد: انسان همیشه در درگیری بین ماده و انرژی است و انرژی منفی از سوی ابلیس پراکنده می شود و این مسئله در قرآن کریم تصدیق شده است هنگامی که درباره مقایسه بین شیطان و پدرمان آدم(ع) می فرماید:"خلقتنی من نار و خلقته من طین"
 
کیالی افزود: انرژی دو نوع است خیر و شر و این دو به ترتیب متبلور می شود.همانگونه که خداوند تبارک و تعالی می فرماید " ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقامو تتنزل علیهم الملائکه ألا تخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون".

این متخصص اعجاز علمی خاطر نشان کرد: فرشتگان با انرژی مثبت نازل می شوند اما شیاطین انژری منفی ساطع می کند و این مسئله در سخن حق نشان داده می شود که "قل هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین، تنزل علی کل أفاک اثیم"

بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی هسبریس، وی تصریح کرد:این دو انرژی به طور کامل ناموزون و ناهماهنگ هستند و خداوند برای هر فردی فرشته ای قرار داده است تا او را حفظ کند.
http://www.aposol.mihanblog.com منبع


نگارش در تاریخ شنبه پنجم فروردینماه سال 1391 توسط حسین | نظرات ()
 

مرد حکیمی  از راهی می‌گذشت. در بین راه با جوانی همسفر شد که بسیار ناراحت و اندوهگین به نظر می‌رسید. حکیم کمی با او راه سپرد و کم‌کم سر صحبت را باز کرد و دلیل اندوهش را پرسید. مرد جوان گفت: "آیا تا به حال به این آیه  فکر کرده‌اید:

( و لنبلونكم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشرالصابرین؛ و ما شما را به چیزهایی چون ترس از آینده و گرسنی و كمبود و از دست دادن هایی در جان و مال و میوه ها می آزماییم و به افرادی كه صبر پیشه می كنند مژده بهشت را بده!)(1)

 که چرا روزگار ناگهان همه آرامش و زندگی‌ات را می‌ستاند و و همه ورق‌ها علیه تو برمی‌گردند و بی‌دلیل می‌بینی که همه درها و پنجره‌ها به روی تو بسته می‌شوند؟آیا دلیلی به جز بدبخت بودن وجود دارد؟"حکیم لبخندی زد و گفت: "حتما دلیلی هست؟"
مرد جوان خنده تلخی کرد و گفت: "هیچ دلیلی نمی‌تواند وجود داشته باشد!"ساعتی بعد آنها نزدیک کلبه‌ای رسیدند. کلبه متعلق به مرد مزرعه‌دار عیالواری بود که بیرون کلبه مشغول کشت و زرع بود. دیری نپایید که هوا طوفانی شد و مزرعه‌دار، مرد حکیم  و مرد جوان را به کلبه‌اش دعوت کرد که تا فرونشستن طوفان در کلبه او پناه گیرند.

طوفان هر لحظه شدیدتر می‌شد. مرد مزرعه‌دار به همراه پسرانش به سرعت پنجره‌ها و منافذ کلبه را محکم بستند و پشت درها مانعی سنگین گذاشتند تا به راحتی باز نشود. سپس همه را به اتاق زیرزمین کلبه هدایت کرد و خطاب به جمع گفت: "قرار است طوفان سختی بیاید. در و پنجره کلبه را کاملا بستم. برای احتیاط بد نیست چند ساعتی در این زیرزمین پناه بگیریم تا طوفان رد شود.

حکیم رو به پسر جوان کرد و گفت: انسان موفق کسی است که در برابر طوفان های بزرگ که روزی در زندگی هر فردی شروع به وزیدن می کند تحمل داشته باشد  و سستی و ضعف به خود راه ندهد :

(فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ :و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستى نورزیدند و ناتوان نشدند؛ و تسلیم [دشمن‏] نگردیدند، و خداوند، شكیبایان را دوست دارد.(2 )

گاهى دنیا درها را به روی ما می‌بندد و به ظاهر همه پنجره‌های امیدمان را قفل می‌کند اگر یاد بگیری همه اتفاقات عالم را به فال نیک بگیری،وصبر داشته باشی می‌بینی بعضی مواقع باید شکرگزار بسته بودن درها و قفل بودن بعضی پنجره‌ها باشی.

منبع:
1)
(بقره آیه 157)
2)(
146بقره)
http://www.hafezanenoor.mihanblog.com


نگارش در تاریخ چهارشنبه دوم فروردینماه سال 1391 توسط حسین | نظرات ()

پرسش :

هدف از خلقت انسان از دیدگاه قرآن و عقل چه می‌باشد

در پاسخ توجه به چند نکته ضروری است:
۱٫ هدف فاعل یا هدف فعل: یکی از مسائل اساسی که همیشه برای بشر مطرح بوده و هر انسان عاقل و متفکر پیوسته در اندیشه پاسخ به آن است، هدف زندگی است، یعنی انسان برای چه آفریده شده، برای چه زندگی می‌کند.
سوال «هدف از خلقت چیست» یک وقت به این معناست که هدف خالق از خلقت چیست، یعنی خالق چه انگیزه‌ای دارد و چه چیز عامل و باعث و محرّک او برای خلقت است، این چیزی است که خلقت نمی‌تواند باین معنا هدف داشته باشد، این مستلزم نقص و کمبود فاعل (خداوند) است. یعنی این گونه هدفداری تنها در فاعل‌های بالقوه و در مخلوقات صادق است، و در خالق هستی، یعنی خداوند، مورد و مصداق ندارد؛ چون این‌گونه هدف داشتن‌ها برمی‌گردد به استکمال یعنی فاعل با کار خود می‌خواهد به چیزی و کمالی که ندارد برسد.
ولی یک وقت هدف فعل مطرح است، زیرا هر کاری را که در نظر بگیریم این کار بسوی هدف و کمالی است و برای آن کمال آفریده شده تا به آن برسد،[۱] مانند گیاهی که از زمین می‌روید و شروع به رشد و فعالیت می‌کند، و به سوی کمال پیش می‌رود. این غایت فعلی است. آنچه در این پاسخ پی‌گیری می‌شود همین معنای دوّم است:
من نکردم خلق تا سودی کنم
لیک تا بر بندگان جودی کنم
۲٫ غایت در خلقت انسان به این‌که ماهیت انسان چیست برمی‌گردد؟ و در انسان‌ها چه استعدادهایی نهفته است، و برای انسان چه کمالاتی امکان دارد؟ هر کمالاتی که در امکان انسان باشد باید بحث شود، انسان برای آن کمالات آفریده شده است. بشر به این مقدار می‌فهمد که انسان برای رسیدن به کمال آفریده شده است، اما کمال انسان در چیست؟ برخی کمال انسان را در برخورداری هرچه بیشتر از لذائذ مادّی می دانند، و اصالت های اجتماعی کمال انسان را در برخورداری دسته جمعی از مواهب طبیعی، اما گروهی کمال انسان را در ترقیات معنوی و روحانی که از راه ریاضت‌ها و مبارزه با لذائذ مادّی حاصل می‌شود می بینند، و عده‌ای هم کمال را در ترقی عقلانی که از راه علم و فلسفه حاصل می‌شود می دانند.[۲]
حال باید برای رسیدن به پاسخ مطلوب سراغ عقل، این حجت باطنی و درونی خدا و قرآن این کتاب الهی، و تأمین‌کنندة سعادت بشری رفت.
الف: هدف آفرینش از دیدگاه عقل
از نظر عقلی آفرینش نوعی احسان و فیض از جانب خداوند نسبت به موجودات ممکن است؛ یعنی آنچه امکان خلق شدن دارد، خداوند از خلق کردن آن بخل نمی‌ورزد و دریغ نمی‌کند، چنین آفرینشی «حُسن ذاتی دارد» و قیام به چنین فعلی که ذاتاً پسندیده است، جز آن که خود فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیاز ندارد، زیرا نشانه جود و فضل اوست. خداوند متعال همان طور که واجب بالذات است، واجب من جمیع الجهات است، و لذا محال است که موجودی قابلیت وجود پیدا کند و از ناحیة او افاضه وجود نشود و امساک گردد.[۳] از نظر عقلی هر موجودی که امکان خلق شدن دارد، با زبان حال درخواست وجود و کمال می‌کنند، آفرینش جهان در واقع پاسخ به این امکان و درخواست‌های طبیعی و ذاتی اشیاء است.
خداوند وسایل کمال هر موجودی را در اختیار او می‌گذارد و ارادة حکیمانه او بر این قرار گرفته که موجود تا موجودات به صورت طبیعی و جبری به سوی کمال خویش حرکت کند، در حالی که ارادة حکیمانه او در برخی موجودات چون انسان بر این تعلق گرفته که از طریق اختیار و آزادی، کمالاتی را کسب نماید.
از نظرگاه عقل اساساً اصل آفرینش یک گام تکاملی عظیم است، زیرا چیزی را از عدم به وجود آوردن، و نیستی را هستی دادن، و صفر را به مرحلة عدد رساندن است، تمام برنامه‌های دینی و الهی بعد از گام اول در ادامه و راستای همین مسیر، و پی نمودن راه تکامل می‌باشد.[۴]
ب: هدف آفرینش در قرآن: قرآن با بینشی عمیق، سرنوشت نهایی و هدف از آفرینش انسان و حتّی جهان را مورد بررسی و کنکاش قرار داده و مقصد و مقصود مشخصی را برای آفرینش بیان نموده است. چرا که آفرینش این جهان بزرگ و خلقت موجود عظیمی به نام انسان، نمی‌تواند بدون هدف و باطل باشد. قرآن کریم می‌فرماید: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؛ آیا می‌پندارید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوی ما باز نمی‌گردید؟»[۵]
یا در جای دیگر در ارتباط با کل نظام هستی می‌فرماید:‌ «یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً.» حال این سؤال رخ می‌نماید که این هدف از نظرگاه قرآن کریم چیست؟ قرآن کریم برای آفرینش انسان اهدافی را بیان نموده است که برخی از آن‌ها اصلی، برخی تبعی و ابزاری، و برخی به منزلة نتیجه می‌باشد. از این میان می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

 

 

الف) آزمایش و ابتلاء:
در آیاتی از قرآن کریم، هدف از آفرینش انسان‌ها آزمایش و امتحان دانسته آن شده است، از جمله که می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛[۶] خداوند مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید و او شکست‌ناپذیر و بخشنده است.» این امتحان برمی‌گردد به ظهور و بروز کمالات انسانی که در مقدّمه اشاره شد.

 

ب) علم توحید:
در آیة دیگر، هدف از آفرینش آدمی را علم به قدرت بی‌پایان الهی و آگاهی به یگانگی او می‌داند، آن‌جا که می‌فرماید: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ؛[۷] خداوندی که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند را، فرمان او پیوسته فرود آید تا بدانید خداوند (یگانه) و بر همه چیز توانا است.» [۸] معرفت خدا و علم توحید زمینه‌ساز بالاترین کمالات است برای انسان که سودش به خود انسان برمی‌گردد نه خداوند، چرا که او غنی مطلق می‌باشد.

 

ج) عبادت:
در موردی دیگر، از عبادت به عنوان هدف آفرینش انسان و جن نام برده شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ؛[۹] من جنس و انس را نیافریدم جز برای این‌که عبادتم کنند.» (و بدین‌وسیله به قلّة کمالات راه یابد).

 

د) رسیدن به رحمت الهی:
در برخی از آیات قرآنی، هدف از آفرینش انسان را رسیدن به رحمت بی‌پایان الهی می‌داند و می‌فرماید: «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ إِلاَّ مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ؛[۱۰] اگر پروردگارت می‌خواست، همة مردم را یک امت قرار می‌داد، ولی آن‌ها همواره مختلفند، مگر کسی که مورد رحمت الهی قرار گیرد، و برای همین (پذیرش رحمت) خداوند آن‌ها را آفرید».

 

آیات یاد شده، چهار هدف مهم و اساسی را برای آفرینش آدمی بیان نموده که برخی اصلی، برخی ابزاری و وسیله‌ای است (برای رسیدن به هدف اصلی)، و برخی به منزلة نتیجه می‌باشد:
۱٫ آزمایش انسان‌ها.
۲٫ علم به قدرت بی‌پایان الهی.
۳٫ عبودیت.
۴٫ رسیدن به رحمت الهی.
در این میان، می‌توان گفت رسیدن به کمال و نزدیک شدن به خداوند بالاترین هدف آفرینش است، چرا که مراد از بندگی رسیدن به اوج کمال و قلّة سعادت بشری است و انسان کامل کسی است که به جوار و آستان قرب الهی راه یافته و در نتیجه، از رحمت بی‌پایان او بهره‌مند شده است. این بهره‌مندی از رحمت الهی، نتیجة عبودیت و رسیدن به مرتبة کمال انسانی است. بنابراین، هدف اصلی از آفرینش انسان رسیدن به کمال است. امّا آزمایش بندگان و عبادت از هدف‌های متوسط و ابزاری و برای رسیدن به آن هدف عالی یعنی کمال می‌باشد. بهره‌مندی از رحمت بی‌پایان الهی هم نتیجة رسیدن به کمال است.[۱۱]
بنابراین، در یک جمله می‌توان گفت هدف از خلقت انسان عبودیت و رسیدن به مرتبة کمال و استفاده از رحمت بی‌پایان الهی است. دادن رحمت نیز، مقتضای ذات الهی است؛ یعنی ذات او این‌گونه فیاض است که رحمت از او صادر می‌شود و هر موجود را به کمال شایسته خویش می‌رساند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ هدف زندگی، استاد مرتضی مطهری، ص ۱ـ۴۴٫
۲٫ خودشناسی برای خودسازی، استاد مصباح یزدی، ص ۱ـ۷۸٫
۳٫ تفسیر نمونه استاد مکارم شیرازی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۲۲٫ ص ۳۸۴ـ۳۹۶٫
[۱] . مطهری، مرتضی، هدف زندگی، جزوة شماره ۷، تهران، حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۵۹، ص ۵ ـ ۶٫
[۲] . مصباح یزدی، محمدتقی، خودشناسی برای خودسازی، مؤسسة در راه حق، ص ۲۳٫
[۳] . مطهری، مرتضی، معارف اسلامی، در آثار استاد مطهری، قم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، چاپ سوّم، ۱۳۷۷، ص ۱۷٫
[۴] . ر. ک: در ساحل اندیشه، مؤسسة تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، ص ۸۶٫
[۵] . مؤمنون/ ۱۱۵٫
[۶] . ملک/ ۲٫
[۷] . طلاق/ ۱۲٫
[۸] . طلاق/ ۱۲٫
[۹] . ذاریات/ ۵۶٫
[۱۰] . هود/ ۱۱۹٫
..[۱۱] . ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران دارالکتب الاسلامیه، ج ۲۲، ص ۳۸۴ ـ ۳۹۶٫

  منبع از سایت

http://www.3erat.com

 



نگارش در تاریخ جمعه بیست و ششم اسفندماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

        چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد ؟ در حالی که اینقدر کار سختی است و در اغلب اوقات قضا می شود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است چطور می توان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟

بیدار شدن از خواب

عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح و یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا می شود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج می بریم و ایمان کامل برای انسان مومن یک ایده آل و آرزوی نهایی است ولی باید بکوشیم هر چه بیشتر آن را تقویت نماییم. در روایت هست که ایمان ده درجه دارد و وظیفه مومن حرکت در این مسیر و افزودن به این درجات است. گناه بودن در صورتی است که اراده خودش در این زمینه دخیل باشد.

اما برای بیدار شدن شرایط ظاهری هم کمک کار است. خواندن نماز صبح در اول وقت آن  شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد ؛ چرا که کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدای راه سخت است ولی نماز گزار می تواند با کمی تمرین و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت ( بالاخص نماز صبح ) بی نصیب نماند . پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد  مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم . (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129)

 از دست دادن سحر خیزی معلول علت های مختلفی می باشد . مهمترین عامل آن این است که انسان به درستی نمی داند هدف زندگی چیست و دین و عبادت چه نقشی در رسیدن به این هدف دارد. کسانی که هدفمند زندگی می کنند و می دانند برای چه باید دین دار بود چه بسا انگیزه بسیار قوی ای در این زمینه دارند و این مشکل را ندارند.

 

زندگی از نظر اسلام که دین توحیدی است فرصت خدایی شدن انسان است و هدف زندگی هم همین است. انسان مظهر خدا است و یک عمر فرصت دارد که این مظهریت خود را بالفعل کند و هر چه بیشتر صفات خدا را در خود جای دهد و پر از خدا شود و خدایی گردد. مانند آهنی که چون در کنار آتش قرار می گیرد به رنگ آتش در می آید و صفات آتش پیدا می کند از زیبایی و قدرت و حرارت و .... .

در زندگی انسان نیز فرصت های فراوانی مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد که همه فرصت های خدایی شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعی اش این است که فرصت ها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن برای کمال و قرب خود به خدا استفاده نماید. در این میان نماز صبح و اول وقت بسیار اهمیت دارد.

مومنین و اولیای خدا این مشکلات را ندارند دلیل آن هم روشن است. چون ایمان قوی ای دارند. باید ایمان را تقویت کنیم. با معرفت توحیدی هستی و خداوند با تسلیم. با ولایت پذیری و رابطه با اولیای خدا. از طریق رابطه با قرآن کریم. قرآن کتاب توحید است وقتی به درستی با آن رابطه نداریم و وقتی حتی آن را نمی خوانیم مشکل پیدا می کنیم. ایمانمان ضعیف می شود. هجوم فرهنگی دشمن هم که غوغا کرده. شیطان و نفس و دشمن هم فراوان داریم. چاره ای جز خودسازی نیست. خودسازی یعنی خود را از هر چه غیر خدایی است خالی کنی و پر از خدا شوی مانند بطری ای که پر از هوا است و وقتی شما آن را از آب پر می کنید هوای آن خالی و آب جای آن را می گیرد. باید اندیشه و اخلاق و علم و عمل مان توحیدی و پر از خدا شود تا راحت شویم تا انگیزه زندگی داشته باشیم و تا با اشتیاق به سوی خدا برویم و با علاقه نماز بخوانیم.

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- می فرماید : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم .

اگر چیزی به نام خواب وجود نداشت، چه اتفاقی می افتاد!! خواب و استراحت یکی دیگر از نعمت های خداوندی است که ما از آن غافل هستم. امیدواریم خداوند توفیق شکر گذاری نعمت هایش را به ما عنایت بفرماید. قرآن کریم در مورد شب و استراحت در آن می فرماید:« وَ جَعَلْنَا نَوْمَکمُ‏ْ سُبَاتًا * وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاسًا؛ و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم ، و شب را پوششى (براى شما)».1

درمان واقعی بیداری صبح برای نماز:

لطفا دقت کنید!! من از شما سوال می کنم آیا در مواقعی که قرار است صبح زود از خواب بلند شوید نیز نمی توانید از خواب بلند شوید؟ مانند مواقعی که برای رفتن به کوه و گردش با دوستان خود صبح زود برنامه ریزی نموده اید! یا مثلا امتحان دارید! آیا تاکنون فکر کرده اید چرا وقتی با دوستتان قرار دارید فورا بیدار می شوید و چه بسا بدون کوک کردن ساعت و از مدتها قبل از ساعت قرار خود به خود بیدار می شوید و هیچ چیزی مانع بیدار شدن شما نمی شود اما هنگامی که می خواهید نماز بخوانید و با خدا صحبت کنید و قرار ملاقات با خدا دارید اینطور نیست و هر کاری می کنید بیدار نمی شوید و اگر بیدار شدید دوباره می خوابید؟

می دانید مشکل ما چیست؟ مشکل این است که ما به قراری که با دوستمان داریم بیشتر معرفت داریم و بیشتر ایمان داریم و رابطه با دوستان را بیشتر دوست داریم تا نسبت به خداوند. مشکل در ضعف ایمان است. نمی دانیم خدا چیست و چه خاصیتی برای ما دارد. از رابطه با دوست لذت می بریم اما از رابطه با خدا لذت نمی بریم. وقتی یاد دوست را در ذهن خود کوک می کنیم بدون ساعت بیدار می شویم ولی وقتی یاد خدا را در خود کوک می کنیم نمی توانیم بیدار شویم.

نماز

این یک مشکل فنی ایمانی است. تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد. دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می کند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود. شما اگر می خواهید صبح بیدار شوید اول باید عشق خدا را در خودتان کوک کنید و بعد البته رعایت موارد زیر هم می تواند کمک کار باشد.

رعایت نکاتی که ذکر می شود  بعد از کوک کردن یاد و عشق خداوند در دل می تواند شما را در بیدار شدن به موقع برای نماز صبح یاری کند .

1. هر چه معده در هنگام خواب شب سبک باشد، به هنگام صبح راحت تر می توانید از خواب برخیزید. از این رو فاصله ی 2 ساعت بین خوردن شام و خواب  فاصله ی مناسبی است . البته بهتر است غذایی که میل می کنید، نیز غذایی سبک و کم حجم باشد .حضرت عیسی -علیه السلام- می فرماید : ای بنی اسرائیل! پرخوری نکنید؛ زیرا هر که زیاد بخورد، زیاد می خوابد وهر که زیاد بخوابد، کمتر نماز می خواند وهر که کمتر نماز بخواند، در زمره غافلان قلمداد می شود.2

امام صادق -علیه السلام-، در مورد سخنانی که میان حضرت یحیی -علیه السلام- و ابلیس گذشت، فرمود : یحیی به شیطان گفت: این آویزها چیست؟ شیطان گفت: اینها شهوات و امیالی است که فرزند آدم گرفتار آنها شده است. یحیی گفت: آیا چیزی از آنها برای من نیز هست؟ شیطان گفت: گاه سیر و پر می خوری و ما هم تو را از نماز و یاد خدا باز می داریم. یحیی گفت: با خدا عهد می بندم که هرگز معده خود را از غذا پر نکنم و ابلیس گفت: من هم با خدا عهد می بندم که از این پس هرگز مسلمانی را اندرز ندهم.

آن گاه امام جعفر صادق -علیه السلام- فرمود: ای حفص! با خدا عهد می بندم که جعفر و خاندان جعفر هرگز شکم های خود را از طعام انباشته نکنند....3

2. بدن انسان به خصوص در شب به خواب کافی نیاز دارد و اگر این نیاز برطرف نشود در کار روزانه و .... ایجاد خلل می کند. شب نشینی ها و خوابیدن دیر هنگام در بیدار نشدن برای نماز و یا کسالت در آن بسیار مؤثر است. معمولا ً کسانی که تا دیر وقت بیدارند، نمی توانند نماز صبح را بجا آورند. اگر هم بیدار شوند  طبیعی است که نمازی با کسالت و خواب آلودگی بخوانند .

یکی از کارهای شیطان قبل از انجام هرعبادتی این می باشد که، آن را برای ما سخت جلوه می دهد. مانند ذره بین که اجسام کوچک را بزرگ نشان می دهد و در این صورت است که با بزرگ نشان دادن چیزی فرد در خود احساس ناتوانی می کند.

حضرت علی -علیه السلام- درباره ی آیه ی « ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید» چه می گویید پرسیدم  فرموده : شما را از خواب آلودگی و چرتی است که نمی گذارد بدانید در رکوع و سجود و تکبیرتان چه می گویید .4 بنابر این دیر خوابیدن در شب ما را از درک لذتهای معنوی در سحر و نماز  محروم می کند.

3. رعایت آداب خواب  از جمله : وضو گرفتن  خواندن سوره های توحید، ذکر صلوات، تسبیحات اربعه، تسبیح حضرت زهرا ( سلام الله علیها )  آیة الکرسی بخصوص خواندن آیه ی آخر سوره ی کهف و نیز توسل به امام زمان برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و ... از جمله اموری است که خواب مؤمن را همراه با هدف و انگیزه می کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر بجا آوردن همه ی آداب خواب برایتان سخت است  به هر میزان که مقدورتان می باشد انجام دهید .

ساعت عبادت و دعا

4. در مواقعی که زنگ ساعت شما را بیدار نمی کند، بهتر است به یکی از نزدیکان سفارش کنید که شما را در ساعت مقرر بیدار کند. در ضمن برای ایجاد عادت می توانید مثلاً 20 دقیقه مانده به طلوع آفتاب بیدار شوید و نماز خود را بجا بیاورید و هر روز نماز خود را سعی کنید به نماز اول وقت نزدیک تر نماید. 5. انجام هر کاری در ابتدا ممکن است کمی سخت باشد، ولی با تمرین و ممارست و استقامت و پایداری آن عمل  آسان خواهد شد. خیلی از جوانان تلاش کرده اند و به نتیجه نیز رسیده اند. 6. جهت پایبندی به تصمیم برای خود برنامه تنبیه بگذارید. به عنوان مثال با خود عهد ببندید که هرگاه سر ساعت مورد نظر از خواب بلند نشدید، برنامه ی مورد علاقه تان را که هر روز دنبال می کردید ترک نمایید.

7. یکی از کارهای شیطان قبل از انجام هرعبادتی این می باشد که، آن را برای ما سخت جلوه می دهد. مانند ذره بین که اجسام کوچک را بزرگ نشان می دهد و در این صورت است که با بزرگ نشان دادن چیزی فرد در خود احساس ناتوانی می کند.

8. نمازهای روزانه ی خود را سعی کنید در مساجد به جای آورید و از این طریق روحیه یی معنویتان را بالا ببرید. هر مقدار که ایمان تان افرایش یابد، انجام اعمال عبادی برایتان آسان تر خواهد شد.

9.همان طور که انجام عبادت ایمان را افزایش می دهد، گناه نیز ایمان فرد را سست کرده و توفیق عبادت را از فرد می گیرد. بر این اساس باید انسان از گناه خود توبه حقیقی نماید تا به انجام عبادت موفق شود. پیامبر خدا - صلی الله علیه وآله و سلم- می فرماید: نیکی را نور دل و آرایه(زیبای و روشنای) رخسار و نیروی کار یافتم و بدی و گناه را سیاهی دل و سستی در کار و زشتی چهره .5

تمام کسانی که صبح بیدار می شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می شوند و نماز شب می خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می کند ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد. دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می کند. تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود.

10. در مورد آثار و پیامدهای نماز تأمل کنید، البته اگر قبل از نمازهای روزانه و شب به هنگام خواب باشد، موثر تر است. این مطلب را به عنوان اصل کلی در ذهن داشته باشید، هر مقداری آگاهی ما در مورد مسئله ای افزایش یابد احتمال انجام آن کار (در صورت مثبت بودنش) نیز افزایش می یابد. از این رو به این مطالب دقت کنید. « و کسانی که بر نمازهایشان مواظبت می کنند . آنان همان وارثانند(وارثان بهشت)».6

امام علی -علیه السلام- می فرمایند : هیچ کاری نزد خدای ( عزو جل ) محبوبتر از نماز نیست. پس مبادا چیزی از امور دنیا شما را از اوقات نماز باز دارد ؛ زیرا خدای ( عز و جل ) مردمانی را نکوهیده و فرموده است : « همانان که از نمازشان غافلند» یعنی از اوقات نماز غافلند و به آن اهمیتی نمی دهند.7 در اهمیت صبح همان بس که خدای عز و جل به آن قسم خورده است : « و سوگند به صبح چون آشکار شود8 و سوگند به صبح چون بدمد9 ».

بر این اساس می توان با برنامه ریزی صحیح از این لحظات ملکوتی بهره برد و خود را محروم نکرد و آن را مقدمه ای برای سحر خیزی قرار داد . علامه حسن زاده ی آملی ( حفظه الله تعالی ) می فرمایند : کسی که سحر ندارد از خود خبر ندارد !

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله : ای ابوذر! پروردگارت عزّ وجلّ، به وجود سه نفر، بر فرشتگانش می بالد : مردی که در جایی تنها باشد وبه وقت اذان اذان بگوید ونماز بخواند. پروردگارت به فرشتگان می فرماید: ببینید بنده من نماز می خواند وهیچ کس جز من او را نمی بیند . پس هفتاد هزار فرشته به زمین فرود آیند وپشت سر او به نماز ایستند وتا فردای آن روز برایش آمرزش می طلبند.

و مردی که شب هنگام در تنهایی برخیزد و نماز گزارد وسجده کند و در حال سجده خوابش برد . پس ، خداوند متعال فرماید : به بنده من بنگرید که روحش نزد من است وبدنش در طاعت من سجده کنان. ...10

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله- می فرماید : هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم .11

 

پی نوشت ها :

1. صلوة الخاشعین، شهید دستغیب.

2. اسرار نماز، محسن قرائتی.

1 .نباء/9 و 10.

2 . میزان الحکمه/ ج 1/ ص 186 .

3 . همان/ 187.

4 . همان/ ج 7 / ص 3129.

5 . همان/ج3/114.

6 . مؤمنون / 9 و 10.

7 . میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129.

8 . مدثر / 34.

9 . تکویر / 18.

10 . میزان الحکمه / ج 2/ ص 557.

11 . همان.

http://www.ahkam.mihanblog.com/post/108

نگارش در تاریخ چهارشنبه دهم اسفندماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
بر شما باد به خواندن قرآن ، بدرستیکه درجات بهشت به عددآیات قرآن است پس زمانی که روز قیامت شد به خواننده قرآن گفته می شود : قرآن بخوان و بالا برو، پس به اندازه هر آیه ای که می خواند درجاتش بالا می رود.
از انچه که در این حدیث فهمیده می شود این لطف و مرحمت فقط از ان حافظان نیست بلکه هر قاری که قران را قرائت نماید را شامل می شود ودر خصوص قرائت قران و ثواب انها احایث زیادی وجود دارد
رسول خدا صل الله علیه واله وسلم فرمودند: این قرآن نور روشن ، ریسمان محکم فضیلت بزرگ ومرتبه بلند ی است و مایه شفا وسعادت است . هرکس ازقرآن روشنایی طلب نماید خداوند اورا منوّر فرماید و اگر امورش را به آن وا گذ ارد خداوند او را حفظ کند و هر کس به قرآن توسل جوید خداوند نجاتش بخشد وهر کس ملاز م قرآن شود بلند مرتبه گردد و هرکس که از آن طلب شفا کند خداوند اورا شفا دهد وکسی که آن را مقدّم بر هر چیزی بدارد خداوند اورا هدایت کند وهرکه از غیر قرآن هدایت طلبد خداوند او را به حالت گمرا هی وا گذارد و کسی که با آن انس و الفت د اشته باشد خداوند اورا به سعادت می رساند وکسی که آن را پیشوا ومقتدا و محل اعتماد خود در رجوع کردن به آن قرار دهد خداوند او را در بهشت جای داده وزندگی سالم و با آرامشی رابرایش مهیا می سازد. ...





طبقه بندی: قرآنی، 
نگارش در تاریخ دوشنبه هشتم اسفندماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

امام هشتم)ع) به نقل از پدران بزرگوارش فرمود: رسول خدا صلى‏الله ‏علیه‏ و ‏آله فرمود: برترین اعمال امّت من انتظار فرج از خداى عزوجل مى‏باشد.........



نگارش در تاریخ جمعه پنجم اسفندماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

توانستن غیر از مجاز بودن است

فراز اول: لَا إِکْرَاهَ فیِ الدِّینِ  قَد تَّبَینَ‌َ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیّ‌ِ (256- بقره)

در دین، هیچ اجباری نیست. همانا راه هدایت از گمراهی، کاملاً مشخص و آشکار شده است.

بسیاری با استناد به همین آیه، خود را مجاز به پذیرش و یا عدم پذیرش اصل دین و فروعات آن می‌دانند به این معنا که گمان می‌کنند اجازه دارند اصل دین را بپذیرند یا نپذیرند و یا هر کدام از فروعات دین که مایل به انجامش نبودند را به راحتی کنار گذاشته و از آن بگذرند و جالب‌تر اینکه خیال می‌کنند دیگران هم حق اعتراض به آن‌ها را ندارند؛ نه حق دارند آن‌ها را امر کنند و نه مجازند ایشان را نهی کنند.

به راستی اگر چنین تفسیر و برداشتی از آیه صحیح بود دیگر چه دلیلی داشت خداوند کسانی که دین را نپذیرفتند و یا به آن عمل نکردند را با آیات عذاب، تهدید کند؟

نکته‌ای که این عده از آن غفلت کرده‌اند این است که پیام آیه نفی جبر و اشاره به اصل اراده در خلقت انسان است. خداوند متعال انسان‌ها را به گونه‌ای خلق کرده است که در مقام عمل، توان انتخاب گزینه‌های مختلف و گاه مخالف را داراست. او هم می‌تواند عدالت بورزد و هم ظلم کند؛ هم عبادت کند و هم عصیان نماید؛ اما اینکه کدام گزینه برای او مجاز است و کدام برای او ممنوع، بحث دیگری است. یقیناً انسان اجازه ندارد گزینه‌ای را برگزیند که به ضرر دنیا و آخرت اوست.

کسانی که در راه خداوند بذل مال می‌کنند ولی به دنبال آن منت می‌گذارند یا کاری که موجب آزار و رنجش اوست انجام می‌دهند در حقیقت با این عمل ناپسند، اجر و پاداش خود را از بین می‌برند.(2) در این بین کسی اجر می‌برد که بتواند کار ارزشمند خود را از این دو آفت نابودگر حف0کند.(3)

اگر انسان مختار آفریده شده؛ نه برای آن است که هر کاری که دلش خواست بکند؛ بلکه او آزاد آفریده شد تا آزادانه بین درست و نادرست یکی را انتخاب کند؛(1) درست و نادرستی را که خدا از طریق دین (عقل سالم و نقل معتبر) بیان کرده است. اگر درست را انتخاب کرد کمال است و بهشت و اگر نادرست را برگزید سقوط است و عذاب.

نظر بدین

  

http://meraj-nk.mihanblog.com/post/447



نگارش در تاریخ شنبه هشتم بهمنماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()


نگارش در تاریخ دوشنبه یازدهم مهرماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

فقر و ثروت

 

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.
آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:
عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.
ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم..... نظر بدین

http://www.culture.mihanblog.com/post/category/44




طبقه بندی: داستانها، 
نگارش در تاریخ جمعه هشتم مهرماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

سلام

یکی از پرسش‌هایی که ذهن بسیاری را به خود مشغول داشته، این است که حکومت امام زمان(ع) یا به طور کلی حکومتی که پس از ظهور مستقر می‌شود، چند سال به طول می‌انجامد؟ در این مقاله ابتدا روایت‌های موجود در این زمینه، بررسی و در ادامه نتیجه به دست آمده از جمع روایات بیان شده است.


در روایت‌های شیعه و سنی مدت زمان‌های متفاوتی برای حکومت مهدوی ذکر شده که کمترین آنها هفت سال و بیشترین آنها 309 سال (به مقدار توقف اصحاب کهف در غار) است. در اینجا ابتدا برخی از روایت مرتبط با این موضوع را نقل می‌کنیم و در ادامه به تحلیل و بررسی وجه تفاوت مدت زمان‌‌های ذکر شده در روایات و در صورت امکان جمع بین آنها می‌پردازیم.


1. مدت زمان‌های بیان شده در روایات

هفت سال، هشت سال، نه سال، ده سال، نوزده سال، بیست سال، چهل سال و 309 سال مدت زمان‌هایی هستند که در روایات از آنها به عنوان مدت حکومت قائم(ع) یاد شده است. هر یک از دانشمندان اسلامی نیز یکی از این زمان‌ها را ترجیح داده و در کتاب‌های خود آورده‌اند. روایت‌هایی که مستند مدت‌های یاد شده هستند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولی در هر حال برای هر یک از آنها می‌توان روایت یا روایت‌هایی را نقل کرد.


الف) روایت‌های هفت و نه سال

در بسیاری از روایاتی که از طریق اهل سنت از پیامبر اعظم(ص) نقل شده، مدت زمان حکومت مهدی(ع) هفت یا نه سال ذکر شده است. در یکی از این روایات چنین می‌خوانیم:

«زمین از ظلم و جور پر می‌شود، آنگاه مردی از خاندان من قیام می‌کند، او هفت یا نه [سال] حکومت می‌کند و زمین را از عدل و داد آکنده می‌سازد».1

نکتة قابل توجه در مورد این دسته از روایات آن است که در بیشتر آنها پیامبر(ص) در پاسخ این پرسش که امام مهدی(ع) چند سال حکومت می‌کند؟ به جای سخن گفتن و بیان عددی مشخص، به وسیلة انگشتان دست، زمان حکومت آن حضرت را مشخص می‌ساختند. محدثان اهل‌سنت هم با توجه به این عمل پیامبر مدت حکومت امام مهدی(ع) را هفت یا نه سال2 ذکر کرده‌اند؛ از این‌رو این احتمال وجود دارد که مراد پیامبر از عددی که با نشان دادن انگشتانشان بیان می‌کردند، نه هفت سال بلکه هفت دوره زمانی باشد.3

گفتنی است علامة مجلسی هم برخی روایت‌های سنی را که در آنها مدت حکومت امام زمان(ع) هفت یا نه سال بیان شده است، نقل کرده‌اند که روایت زیر از آن جمله است:

«... پس خداوند مردی از عترت و خاندان مرا برمی‌انگیزد و زمین را از عدل و داد پر می‌کند، چنان که از ظلم و جور پر شده بود. ساکنان آسمان و زمین از او خشنودند، آسمان چیزی از بارانش را نگه نمی‌دارد و همه را پی در پی، فرو می‌فرستد، زمین هیچ روئیدنی را در خود نگه نمی‌دارد و همه را خارج می‌سازد. تا آنجا که انتظار می‌رود مردگان نیز زنده شوند، جهانیان هفت یا هشت، یا نه سال در این وضع زندگی می‌کنند».

ب) روایت‌ها‌ی نوزده ‌سال

نعمانی در آخرین باب کتاب خود، چهار روایت، در زمینة مدت زمان حکومت قائم(ع) نقل کرده که در همة آنها از نوزده سال یا نوزده و چند ماه سخن به بیان آمده است.5

در یکی از این روایات که از امام صادق(ع) نقل شده است، چنین می‌خوانیم:
«همانا قائم [بر او درود باد] نوزده سال و چند ماه حکومت خواهد کرد».6
در یکی از روایات این باب، افزون بر نوزده سال از 309 سال هم به عنوان مدت حکومت امام مهدی(ع) یاد شده است، که در ادامه دربارة آن سخن خواهیم گفت.


ج) روایت‌های چهل سال

برخی روایات، مدت حکومت امام مهدی(ع) را چهل سال ذکر کرده‌اند. از جمله در روایتی که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روی زمین فرمانروایی می‌کند».7

امام حسن مجتبی (ع) نیز از پدر بزرگوارش نقل می‌کند که فرمود:
«خداوند در آخرالزمان مردی را بر می‌انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می‌کند... او [به مدت] چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمانروایی می‌کند. پس خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود».8


د) روایت‌های هفتاد سال

برخی روایات، ابتدا مدت حکومت قائم(ع) را هفت سال اعلام کرده‌اند، ولی در ادامه یادآور شده‌اند که هر یک سال از حکومت آن حضرت برابر با ده سال از سال‌های معمولی است.

عبدالکریم خثعمی می‌گوید، به امام صادق(ع) عرض کردم: «قائم ـ بر او درود باد ـ چند سال حکومت می‌کند» و آن حضرت فرمود: «هفت سال، روزها و شب‌ها طولانی می‌شوند تا آنجا که هر سال از سال‌های او با ده سال از سال‌های شما برابری می‌کند، و بدین گونه مدت حکومت او با هفتاد سال از سال‌های شما برابر می‌شود».9

این موضوع که در عصر امام مهدی(ع)، سال‌ها طولانی‌تر شده و هر سال با ده سال از سال‌های کنونی برابری می‌کند در روایت‌های متعددی بیان شده است. از جمله در روایتی که از امام ششم شیعیان(ع) نقل شده، آمده است: «خداوند در عهد او به چرخ گردون فرمان می‌دهد که آرام‌تر بگردد، تا آنجا که در روزگار او یک روز برابر با ده روز از روزهای شما، یک ماه برابر با ده ماه [از ماه‌های شما] و هر سال برابر با ده سال از سال‌های شما می‌شود».10


ه‍ ) روایت‌های 309 سال

آخرین گروه از روایات، شامل روایاتی است که مدت زمان حکومت امام مهدی(ع) را به تعداد سال‌های اقامت اصحاب کهف در غار، یعنی 309 سال دانسته‌اند. در یکی ازاین روایات که از امام محمدباقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:

«قائم مدت 309 سال  حکومت می‌کند، به تعداد سال‌هایی که اصحاب کهف در غار خود درنگ کردند. او زمین را از عدل و داد پر می‌کند. چنان که ستم و بی‌داد پر شده بود».11

نعمانی در کتاب خود از جابربن یزید جعفی نقل می‌کند که امام باقر(ع) می‌فرمود:
«به خدا سوگند مردی از ما اهل بیت سیصد سال [و سیزده سال] به اضافة نه [سال] حکومت خواهد کرد، گوید: به آن حضرت عرض کردم: [و] این کی خواهد شد؟ فرمود: پس از وفات قائم(ع). به آن حضرت گفتم: قائم (ع)  چقدر در عالم خود برپاست تا از دنیا برود؟ فرمود: نوزده سال از روز قیامش تا روز مرگش».12


2. جمع بین روایات

با توجه به اختلاف‌هایی که در زمینة مدت حکومت امام عصر(ع) در روایات وجود دارد، عده‌ای از عالمان و محدثان شیعه و سنی به توجیه این اختلاف‌ها و جمع میان روایات پرداخته‌اند، که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: علامه مجلسی(ره) در این زمینه می‌نویسد:

«اخبار متفاوتی که در زمینة مدت حکومت امام مهدی(ع) وارد شده است، برخی بر همة مدت فرمانروایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال‌ها و ماه‌هایی که در نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال‌ها و ماه‌های طولانی زمان ایشان حمل می‌شود».13

نویسنده کتاب «الشیعة و الرجعة» پس از نقل روایات مختلفی که در زمینة مدت حکومت امام مهدی(ع) وارد شده است، می‌نویسد:

«این اقوال در ظاهر متناقض هستند و به هیچ‌یک از آنها نمی‌توان اعتماد کرد. بله، روایت هفت سال در احادیث سنیان و اخبار ما (شیعیان) تکرار شده است و چه‌بسا این روایت بر دیگر روایات ترجیح داشته باشد؛ زیرا این روایت مطابق با برخی اخبار ماست که می‌گویند مراد از هفت سال، هفتاد سال است و آن حضرت با قدرت خدای تعالی پس از ظهور، این مدت زندگی می‌کند. یعنی هر یک سال [از مدت زندگی ایشان] برابر با ده سال از سال‌های ما خواهد بود. این موضوع در اخبار ما که ائمه حدیث و حافظان علم درایة و حدیث آنها را نقل کرده‌اند، تبیین شده است».14

سید صدرالدین صدر(ره) درکتاب خود پس از اشاره به اختلاف روایات وارد شده در زمینة مدت حکومت امام مهدی(ع) به ویژه در روایاتی که از طریق اهل سنت نقل شده است، ابتدا سخنی را از اسعاف الراغبین (ص 155) در ترجیح روایات هفت سال ـ به شرح زیر ـ نقل می‌کند:

«بیشتر روایات بر این موضوع اتفاق دارند که مدت حکومت او هفت سال است و تردید در زیادتر از این مقدار تا تمام شدن نه سال است. در مورد روایت شش سال هم همین موضوع مطرح است. ابن‌حجر گفته است: آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند این است که او بی‌تردید هفت سال حکومت می‌کند. و از ابن الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متواتر دلالت دارند که او هفت سال حکومت می‌کند».15

و در ادامه می‌نویسد:
«این قول ظاهرتر و مشهورتر است و این خود فضیلتی بزرگ برای مهدی است که قیام او برای اصلاح دینی و دنیایی وعده داده شده، در این مدت کوتاه رخ می‌دهد. چنان که قیام جد بزرگوار او
ـ درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ نیز در مدت هشت سال؛ یعنی از سال دوم هجری به بعد، به ثمر نشست».16

ایشان در پایان بحث، دیدگاه خود را در زمینة جمع بین روایات این گونه بیان می‌کند:
«ممکن است گفته شود دلیل اختلاف روایات این است که اساساً نمی‌خواسته‌اند حقیقت را در مورد مدت زمان زندگی مهدی بیان کنند ـ چنان‌که وقت ظهور او را نیز پوشیده نگه داشته‌اند ـ تا شنونده خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی‌ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند. اگر چه ترجیح
ـ چنان‌که دانستی ـ با قول هفت سال است و همین هم اقواست».17

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در این باره می‌نویسد: «گرچه دربارة مدت حکومت او احادیث مختلفی در منابع ا سلامی دیده می‌شود که از پنج یا هفت سال تا 309 سال (مقدار توقف اصحاب کهف در آن غار تاریخی) ذکر شده است که در واقع ممکن است اشاره به مراحل و دوران‌های آن حکومت باشد (آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی‌اش بیش از سیصد سال! دقت کنید)، ولی قطع نظر از روایات اسلامی، مسلم است که این آوازه‌ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت نیست بلکه قطعاً برای مدتی است طولانی که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد».18

ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت نیز دربارة جمع روایات مدت حکومت مهدی موعود، چنین می‌نویسد:
«در نشانه‌های مهدی منتظر روایت‌های هفت‌سال بیشتر و مشهورتر هستند. بر فرض درستی همة روایت‌های [وارد شده در این موضوع] می‌توان آنها را این‌گونه جمع کرد: حکومت او از نظر ظهور در قدرت متفاوت است. پس چهل سال ـ به عنوان مثال ـ به اعتبار همة مدت حکومت اوست. هفت سال و مانند آن به اعتبار نهایت ظهور و قدرت حکومت او و بیست سال و مانند آن نیز به اعتبار حد میانة [ظهور و مدّت حکومت او] است».19

با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان گفت که دوران زمامداری امام مهدی(ع) به طور خاص، یا کلّ مدت استمرار حکومت عادلانه‌ای که پس از ظهور تشکیل می‌شود 309 سال است و سایر سال‌هایی که در روایت ذکر شده است ـ بر فرض صحت روایات ـ ناظر به دوران‌های مختلف استقرار حکومت مهدوی از ظهور امام مهدی(ع) تا تشکیل حکومت است. توجه به نکات زیر در تأیید این برداشت مؤثر است:

1. استقرار حکومت عادلانه در سراسر زمین پس از قرن‌ها حاکمیت کفر و ظلم نیازمند مجاهدتی طولانی و گسترده است و قطعاً حضرت مهدی(ع) باید سال‌ها در جهان حضور داشته باشد تا بتواند به همة اهداف خود جامة عمل بپوشاند.

2. پذیرش این مطلب که مردم قرن‌ها برای تحقق عدل مهدوی در انتظار باشند و سختی‌ها و مشکلات بسیاری را در این راه تحمل کنند، ولی این حکومت چند سالی بیشتر به طول نینجامد بسیار دور از ذهن است.

3. پس از ظهور امام مهدی(ع) عصر رجعت آغاز می‌شود. پیشوایان معصوم(ع) یکی پس از دیگری به دنیا باز می‌‌گردند و پس از وفات یا شهادت آن حضرت راه او را ادامه می‌دهند.21

ماهنامه موعود شماره 97

پی‌نوشت‌ها:

1. احمدبن حنبل، المسند، ج 3، ص 28
2. این احتمال وجود دارد که کلمة «سبع = هفت» در نسخه برداری‌هایی که از کتاب‌های روایی صورت گرفته است، تصحیف و تبدیل به «تسع = نه» شده باشد.
3. ر. ک: معجم ‌احادیث الإمام المهدی(ع)، ج 2، ص 527.
4. بحارالآنوار، ج 51، ص 104، ح 39.
5. ر. ک: کتاب الغیبة، ص 331 ـ 332.
6. همان، ص 332، ح 4.
7. بشارت الاسلام، ص 255؛  الزام ‌الناصب، ص 304.
8. بحارالآنوار، ج 52، ص 280، ج 6.
9. بحارالآنوار، ج 52، ص 337، ح 77.
10. همان، ص 333، ح 61؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص 283.
11. بحارالآنوار، ج 52، ص 291، ح 34.
12. کتاب الغیبة، ص 331ـ332 ، ح 3.
13. بحارالآنوار، ج 52، ص 280.
14. محمدرضا طبسی نجفی، الشیعه و الرجعة، ج 1، ص 225.
15. سید صدرالدین صدر، المهدی(ع)، ص 241.
16. همان، ص 242.
17. همان.
18. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی موعود(عج)، ص 281.
19. به نقل از: المهدی، ص 242.
20. ر. ک: بحارالانوار، ج 53، صص 139 ـ 144 (باب الرجعة).
21. بر اساس روایات: پس از ظهور امام مهدی(ع)، ابتدا امام حسین(ع) به عنوان نخستین رجعت کننده به دنیا برمی‌گردد. پس از او امیرمؤمنان علی (ع) و پیامبر اکرم(ص) نیز به دنیا رجعت می‌کنند و سالیان سال به زندگی خود ادامه می‌دهند.

 

منبع : http://mouood.org/



طبقه بندی: داستانها، 
نگارش در تاریخ شنبه پنجم شهریورماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

رباخوار دیوانه است

فراز چهارم: الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَواْ لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسّ‌ِ  (275)

این آیه، پرده از حقیقت رباخواری برداشته و باطن آن را نمایان می‌کند. بر اساس این آیه، ربا، جنون آور است و ربا خوار فردیست دیوانه.

تخبیط از مس شیطان همان جن زدگی است که در گویش عامیانه به کسی گفته می‌شود که دیوانه شده باشد. خداوند متعال در این فراز، ربا خوار را دیوانه می‌خواند. باید دانست که این طرز تعبیر برای اهانت نیست؛ زیرا کلام خدا منزه از عبارت‌های سخیف و غیر واقع است(5) بلکه این تعبیر، بیان حقیقت افرادیست که ربا می‌گیرند؛ چون این عده فاقد تفکر صحیح اجتماعی هستند و مسائلی مانند تعاون، همدردی، عواطف انسانی، نوع دوستی برای آن‌ها، مفهومی ندارد؛ بنابراین مشی او مشی دیوانگان است.(6)

در دادگاه قیامت به سبک دادگاه‌های دنیا که گزارش کار را می‌خوانند و قاضی بر اساس آن نظر می‌دهد عمل نمی‌شود بلکه در آن محکمه، خود عمل را حاضر می‌کنند نه گزارش آن را

http://meraj-nk.mihanblog.com/post/447



نگارش در تاریخ پنجشنبه سوم شهریورماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()

شرط مالی که انفاق می‌کنید

فراز سوم: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَ لَا تَیَمَّمُواْ الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَ لَسْتُم بَِاخِذِیهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُواْ فِیهِ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ غَنیِ‌ٌّ حَمِیدٌ(267- بقره)

در این آیه برای اموالی که انفاق می‌شوند دو شرط عمده را بیان می‌کند. ابتدا می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از اموال پاکیزه‌ای که از طریق تجارت به دست آورده‌اید و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده‌ایم از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ، انفاق کنید.

 

سپس برای تاکید هر چه بیشتر می‌افزاید: به سراغ قسمت‌های ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت.(4)

پس مالی که انفاق می‌شود هم باید از مال حلال باشد و از طریقی شرعی به دست آمده باشد و هم از نظر کیفیت باید حداقل به گونه‌ای باشد که اگر به خود دهنده آن را بدهند با خوشحالی آن را بگیرد.

از فرق‌های یک مسلمان با کسانی که دم از خدا و انبیاء پیشین و کتاب مقدس می‌زنند و به قرآن این آخرین کتاب آسمانی اهانت می‌کنند در این است که ما مسلمانان بنا به رهنمود قرآن کریم در این آیه، تمام انبیاء گذشته را که همگی فرستاده خدایند قبول داریم و به کتاب‌های آن‌ها که از جانب او هستند ایمان داریم و احترام می‌گذاریم؛ البته کتب یا بخش‌های تحریف شده‌ای که تولید خود بشرند از این دایره بیرونند و

خارج از بحثند

http://meraj-nk.mihanblog.com/post/447

 



نگارش در تاریخ پنجشنبه سوم شهریورماه سال 1390 توسط حسین | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:12)      ...   7   8   9   10   11   12  

درباره وبلاگ

الهم عجل لولیک الفرج
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نظر سنجی
صلوات برای ظهور امام زمان؟





نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ